در حالی که منطقه شنگن برای سفر بدون پاسپورت شهروندان اروپایی شهرت جهانی دارد، اتحادیه اروپا حالا در حال کار روی نسخه نظامی همین مفهوم است: یک «شنگن نظامی» واقعی که در آن تجهیزات، نیروها و تسلیحات سنگین بتوانند بدون کوچکترین تأخیه اداری، تشریفات گمرکی یا محدودیتهای ملی، از مرز یک کشور عضو به کشور دیگر حرکت کنند. این ایده از سال 2017 و با ابتکار «همکاری ساختاریافته دائم» (PESCO) جدی شد، اما جنگ اوکراین مثل کاتالیزور عمل کرد و سرعت آن را چند برابر کرد.
تا پیش از 2022، متوسط هزینه سالانه دفاع کشورهای عضو ناتو در اروپا حدود 1٫7 درصد تولید ناخالص داخلی بود؛ عددی که همیشه زیر خط قرمز 2 درصد مورد انتظار آمریکا قرار داشت. پس از تهاجم تمامعیار روسیه، تقریباً همه چیز عوض شد. آلمان در یک سخنرانی تاریخی شوارتز (Zeitenwende) اعلام کرد 100 میلیارد یورو صندوق ویژه دفاعی ایجاد میکند و هزینههایش را به بالای 2 درصد میرساند. لهستان امروز بیش از 4 درصد، کشورهای بالتیک بالای 2٫5 درصد و حتی کشورهای بیطرف سنتی مثل فنلاند و سوئد ناگهان بودجه دفاعی خود را جهش دادند. نتیجه؟ هزینه کل دفاعی 27 کشور اتحادیه در سال 2024 برای اولین بار از مرز 300 میلیارد یورو گذشت و پیشبینی میشود تا 2030 به نزدیک 450 میلیارد یورو برسد.
با این همه پول، یک مشکل بزرگ باقی مانده: اروپا هنوز یک قاره تکهتکه از نظر لجستیک نظامی است. مثلاً برای انتقال یک گردان زرهی از آلمان به لیتوانی باید از خاک لهستان عبور کرد؛ فرایندی که گاهی تا 6 ماه مجوز و هماهنگی میخواهد. پلهای قدیمی، تونلهای کوتاه، خطوط راهآهن با عرض ریل متفاوت (بهخصوص در کشورهای بالتیک و اسپانیا)، قوانین متفاوت حمل مهمات خطرناک و بروکراسی گمرکی باعث شده اروپا در عمل نتواند سریع واکنش نشان دهد.
اینجاست که «شنگن نظامی» وارد بازی میشود. هدف نهایی این طرح سه چیز است: 1. حذف کامل مجوزهای قبلی برای جابهجایی نیرو و تجهیزات در زمان بحران. 2. هماهنگسازی زیرساختها (پلها، جادهها، ریلها) تا تانک لئوپارد 2 آلمان یا نفربر بوکسر هلند بدون توقف از مرزها رد شود. 3. ایجاد کریدورهای دائمی اولویت نظامی در بزرگراهها و راهآهنها (Military Mobility).
اتحادیه برای اولین بار در تاریخ خود مستقیماً به بودجه دفاعی دست زد. در برنامه جدید «ابزار اروپایی برای صلح» (EPF) سقف بودجه تا 2027 به 17 میلیارد یورو رسیده و بخشی از آن صرفاً برای زیرساختهای دوگانه (نظامی−غیرنظامی) هزینه میشود. پروژههای مشخصی مثل بازسازی پلهای رودخانه اودر در مرز آلمان و لهستان یا تغییر عرض ریل در استونی مستقیماً از بودجه اتحادیه تأمین مالی میشوند.
تصور کنید روسیه به یکی از کشورهای بالتیک حمله میکند. طبق ماده 5 ناتو و ماده 42٫7 معاهده اتحادیه، همه موظف به کمک هستند. در حالت فعلی، شاید چند هفته طول بکشد تا تیپهای سنگین از غرب اروپا برسند. اما در شنگن نظامیِ کامل:
در این سناریو، زمان واکنش از چند هفته به چند روز کاهش مییابد؛ تفاوتی که میتواند سرنوشتساز باشد.
کشورهای کوچکتر نگرانند که این شنگن نظامی در عمل به معنای سلطه آلمان و فرانسه بر مسیرهای لجستیک باشد. مجارستان و تا حدی اتریش هنوز در برابر برخی پروژههای PESCO مقاومت میکنند. ضمن اینکه بیطرفی سنتی ایرلند و تا همین چند سال پیش سوئد و فنلاند، باعث شده برخی بندهای حقوقی هنوز خاکستری بمانند.
با همه اینها، جهت کلی مشخص است: اروپا که هفتاد سال فقط «بازار مشترک» و «منطقه یورو» را تجربه کرده، حالا در آستانه تبدیل شدن به یک بازیگر نظامی واقعی است؛ نه لزوماً با یک ارتش واحد اروپایی (که هنوز تابو است)، بلکه با یک فضای دفاعی بدون مرز داخلی. شنگن نظامی شاید اسم جذاب و سادهای باشد، اما در عمل یعنی اروپا دارد دیوارهای دفاعی خودش را علیه خودش فرو میریزد تا در برابر تهدیدهای بیرونی، واقعاً «متحد» شود.