جنگ الکترونیک (Electronic Warfare - EW)، که گاهی به عنوان جنگ الکترومغناطیسی نیز شناخته میشود، شاخهای از عملیات نظامی است که بر استفاده از طیف الکترومغناطیسی (Electromagnetic Spectrum - EM Spectrum) یا انرژی هدایتشده (Directed Energy) برای کنترل میدان نبرد تمرکز دارد. هدف اصلی EW، انکار دسترسی دشمن به طیف EM و تضمین دسترسی بدون محدودیت نیروهای خودی است. این حوزه بخشی از جنگ اطلاعاتی (Information Warfare) است و شامل عملیات تهاجمی و دفاعی در محیط الکترومغناطیسی (Electromagnetic Environment - EME) میشود. EW میتواند از طریق پلتفرمهای هوایی، دریایی، زمینی یا فضایی، با استفاده از سیستمهای سرنشیندار یا بدون سرنشین اجرا شود و اهداف آن شامل ارتباطات، رادارها و سایر داراییهای نظامی و غیرنظامی است.
در سطح مهندسی پیشرفته، EW بر پایه فیزیک امواج الکترومغناطیسی، پردازش سیگنال دیجیتال (Digital Signal Processing - DSP)، هوش مصنوعی (AI) برای شناسایی الگوها، و سیستمهای یکپارچهشده با سایبر (Cyber-Integrated Systems) بنا شده است. متخصصان امور سایبری و جنگهای نوین باید بر مفاهیمی مانند مدیریت طیف (Spectrum Management)، تکنیکهای جمینگ (Jamming Techniques)، و ادغام با عملیات هیبریدی (Hybrid Warfare) تسلط داشته باشند. با توجه به پیشرفتهای سال 2026، مانند سیستمهای لیزری خودرومحور و ردیابی موشکهای هایپرسونیک از فضا، EW به عنوان یک عامل کلیدی در برتری استراتژیک ظاهر شده است.
EW به سه زیربخش اصلی تقسیم میشود: حمله الکترونیک (Electronic Attack - EA)، حفاظت الکترونیک (Electronic Protection - EP)، و پشتیبانی جنگ الکترونیک (Electronic Warfare Support - ES). هر کدام نقش مهندسی خاصی در عملیات جنگی ایفا میکنند.
EA، که به عنوان اقدامات متقابل الکترونیک (Electronic Countermeasures - ECM) نیز شناخته میشود، شامل استفاده تهاجمی از انرژی الکترومغناطیسی، سلاحهای انرژی هدایتشده، یا سلاحهای ضدتابش (Anti-Radiation Weapons) برای تخریب، خنثیسازی یا نابودی قابلیتهای رزمی دشمن است. در سطح مهندسی، این شامل تولید سیگنالهای اختلال (Noise Jamming) یا فریبنده (Deception Jamming) برای غلبه بر سیستمهای رادار یا ارتباطات است.
EP، یا اقدامات متقابل-متقابل الکترونیک (Electronic Counter-Countermeasures - ECCM)، برای محافظت در برابر حملات EA دشمن طراحی شده است. این شامل تکنیکهای مقاومسازی (Hardening) سیستمها در برابر اختلال است.
ES شامل تشخیص، رهگیری، شناسایی، مکانیابی و محلیسازی منابع انرژی الکترومغناطیسی تابشی است، که به عنوان اقدامات پشتیبانی الکترونیک (Electronic Support Measures - ESM) شناخته میشود. این بخش با هوش سیگنالها (Signals Intelligence - SIGINT) همپوشانی دارد و شامل هوش الکترونیک (ELINT) و هوش ارتباطات (COMINT) است.
مدیریت طیف فعالیت اصلی EW است و شامل تخصیص، انکار و دستکاری EM برای بهرهبرداری از آسیبپذیریهای فیزیکی است. تکنیکهای جمینگ شامل جمینگ رادار (Radar Jamming) با نویز یا سیگنالهای کاذب، و سرکوب GPS (مانند اختلال در دقت HIMARS اوکراین توسط EW روسی). در جنگ پهپادها، EW هر 10 کیلومتر پستهای جمینگ مستقر میکند و نرخ از دست رفتن پهپادها را تا 90% افزایش میدهد.
در جنگهای نوین، EW با عملیات سایبری ادغام میشود، مانند اختلال در دفاع هوایی سوریه توسط اسرائیل در عملیات 2007. CEW از AI برای ارزیابی وضعیت، تشخیص خودکار سیگنالها و راهحلهای تطبیقی استفاده میکند، که بخشی از استراتژی برتری طیف الکترومغناطیسی (Electromagnetic Spectrum Superiority Strategy - ESSS) است. در 2026، پیشرفتهایی مانند MILSATCOM برای ارتباطات ماهوارهای مقاوم در برابر EW، و سیستمهای C-UAS با انرژی هدایتشده و RF-based، EW را به هسته جنگ هیبریدی تبدیل کردهاند.
EW به عنوان یک ابزار مهندسی پیشرفته، میدان نبرد نامرئی را کنترل میکند و برای متخصصان سایبری، درک ادغام آن با AI، فضا و سایبر ضروری است. با پیشرفتهای 2026 مانند لیزرهای دفاعی و ردیابی فضایی، EW به سمت عملیات چنددامنهای (Multi-Domain Operations) حرکت میکند، جایی که برتری الکترومغناطیسی پیروزی را تعیین میکند.